پنجشنبه, 26 مهر 1397
آسوکه ی مادران سرزمین آفتاب (بخش نخست) مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

تحقیق و تالیف : سارا سالاری


داستانی از زنانه ترین محفل بانوان سیستانی ... داستانی که شرط بیان اش ، " ورود آقایان ممنوع " است .

جستار زیر _ به زعم استروسی ها _ بارقه ای است در ساختگرایی " آسوکه ی بی بی سه شنبه " و بررسی نماد ها و داستان های مشابه ذکر شده در فرهنگ های مختلف ... .


بخش یک :

مقدمه ی آسوکه ی مادران سرزمین آفتاب

بررسی آیین سفره

داستان بی بی سه شنبه

 

بخش دو :

بی بی حور و بی بی نور و بی بی سه شنبه

زیبای خفته ، نخ ، سه فرشته ی نگهبان

 

بخش سه :

سیندرلا ، خاکستر ، خاکستری ، تنور

سیندرلا ، رودوپیس ، کفش ، آب

 

بخش چهار :

گاو ، مادر ، تاملی کوتاه

خروس ، پدر ، راز

 

بخش پنج :

باد ، طوفان ، هندوانه ، مدئا

گریزی به مادر تباری در عصر پدر سالاری

 

 

 

بخش یک :

مقدمه ی آسوکه ی مادران سرزمین آفتاب

بررسی آیین سفره

داستان بی بی سه شنبه

 

بررسی قصه های عامیانه ، همیشه موضوع اصلی پژوهش های مردم شناسی است . مردم شناسان ، موضوع داستان عامیانه را تحلیل می کردند تا عناصر فرهنگی از بین رفته ی یک جامعه ، یا اهمیت عناصر دیگر در زندگی مردم را شناسایی کنند . " پراپ " _ نویسنده و داستان نویس روسی _ برای قصه ها مدلی ارائه داد که براساس آن ، عناصر و واحدهای قصه ها رده بندی می شوند که بی شباهت به کار ساختار گرایان نیست .

" پراپ " می گوید :

" اگر ما بتوانیم الگو های ساختاری موجود در یک موضوع ، یا یک نوع فولکلوریک را جدا و توصیف کنیم ، ممکن است بتوانیم راهی به شناخت ماهیت فرهنگی مربوط به آن به طور کلی ، و هم چنین به مقولات شناسایی ، تعهدات آرمانی و رفتار واقعی مردمانی که در آن فرهنگ شریکند ؛ باز کنیم "

 

نخست به آیین سفره می پردازیم  ؛

سفره ی بی بی سه شنبه ، یکی از سفره های معروف نذری در میان سیستان بانوان و دیگر بانوان اقصی نقاط ایران است . در باور ها ، " بی بی حور ، بی بی نور و بی بی سه شنبه " ؛ سه زن پاک نهادند که واسطه ی بر آورده شدن حاجات نیازمندان می باشند .

" دکتر همایون سپهر " _ جامعه شناس ، ادیب و مردم شناس _ در بیان نقش زنان برای سفره های نذری می گوید :

" در ایران باستان ، زنان به دلیل حس نگهبانی و محافظت و نگرانی نسبت به خانواده ؛ سفره را نذر ایزدبانوان می کردند و از آنان می خواستند تا حافظ و نگهبان خانواده هایشان باشند .

زنان به عنوان نخستین انسان هایی که کشت را بر عهده گرفتند ، دانه را شناختند و مسئولیت غذای خانواده را عهده دار شدند ، توانستند پایه و اساس سفره های نذری و غذا را بنیان گذارند . در حقیقت با سیری در تاریخ ایران باستان می توان دریافت که سفره عامل طلب باران برای زمین خشک و برهوت _ گریستن _ و نماد باغ و مزرعه است . "

از همین رو می توان گریستن بر سفره های نذری را ، نشانی کهن از طلب باران برای برکت دانست !

در شرق ، شمال و مرکز ایران ؛ بر سر سفره ی بی بی سه شنبه نماز می گزارند و قرآن می خوانند و دعا می گویند و حاجت می طلبند . در سیستان ، " لیتّی " می پزند و به خراسان شمالی ، " آش بی بی سه شنبه " و در دیگر نقاط ، " کاچی " بر سر سفره آوردند . این سفره ها تجلی دورانی است که زندگی کشاورزی و باغداری توسط زنان و با استمداد از نیرو های فرا طبیعی ایزدان و ایزدبانوان وجود داشته است . سفره های نذری ، تمثیل و نمادی از بهشت اند که از جهان معنوی بر سطح زمین آمده اند .

 

داستانی که بر سر سفره ی " بی بی سه شنبه " بیان می شود ، به گویش ها و شیوه های متفاوتی نقل شده است . " آسوکه ی بی بی سه شنبه " در سیستان ، داستان دختری است " فاطمه " نام که به ظلم نامادری گرفتار آمده ، صبر پیشه کرده و در مقابل ظلم و جور نامادری ، از سه بانو مدد می طلبد .

در تهران ، ری ، ورامین ، مشهد و ... ؛ داستان اندکی تفاوت دارد و همانند تمامی داستان های مشابه در جهان که اصلی تفاوتشان در نام ِ قهرمان داستان است ، فاطمه ی سیستانی را " شهربانو " و " ماه پیشانی " می نامند . در اشتهارد و جهرم نیز داستان " گل خندان " و " گل قهقهه " را آورده اند .

در ادبیات داستانی افغانستان ، این داستان را " زیبا و تاجور " می خوانند و در اروپا ، " سیندرلا " است ... !

احمد شاملو ، در کتاب کوچه _ قصه های عامیانه _ داستان " بی بی حور و بی بی نور " را مجزا از داستان " بی بی سه شنبه " تعریف می کند .

 

..........

 

بخش دو :

بی بی حور و بی بی نور و بی بی سه شنبه

زیبای خفته ، نخ ، سه فرشته ی نگهبان

 

در ریخت شناسی قصه های عامیانه ، با نقش ِ "خویش کاری* بخشنده" مواجه می شویم . مرحله ای که قهرمان داستان ، پس از ترک خانه _ عزیمت _ مورد آزمایش قرار می گیرد و در برابر کارهای آینده واکنش نشان می دهد و این جاست که "جادو" ، قدم به صحنه می گذارد ... !

"ماتیکان سیستان" ، بی بی حور و بی بی نور و بی بی سه شنبه را در لفافه ی مادران ِ سه منجی بشارت داده شده در آیین زرتشت می پیچاند و هویتی ملموس و قابل درک به این سه بانو می بخشد .

"کندو" ، خواننده را درگیر شناخت این سه بانوی پاک سرشت نمی کند ، قضاوت را به خواننده می سپارد .

بی بی حور و بی بی نور و بی بی سه شنبه ، در خراسان شمالی ، دختران پیغمبر می شوند و مقدس ، و در جای جای ایران ، دارای مقبره های متعددند .

 

مقبره ی بی بی سه شنبه در 15 کیلومتری جهرم

 

"زیبای خفته" _ داستان کودکانه نوشته ی شارل پرو نویسنده ی فرانسوی _ داستان شاهدختی است که در روز تولد طلسم می شود و در سن 16 سالگی ، با فرو رفتن سوزن ِ دوک ِ نخریسی در انگشت اش ؛ طلسم کارگر می افتد و شاهدخت به خواب می رود .

 

نقاشی زیبای خفته اثر بورنه جونز

 

یکی از عناصر در ظاهر مشترک داستان زیبای خفته و آسوکه ی بی بی سه شنبه ، "نخ" است . نخ نماد ادامه ی زندگی است و فقط توسط حاملان ِ ابدی زندگی یعنی زنان ؛ ریسیده می شود . "گاو سور" در آسوکه ی سیستانی نمادی مطلق از "مادر" است که به یاری دخترش می شتابد و پنبه ها را می ریسد و نخ می کند و جان دخترک را از گزند ِ اهالی خانه حفظ می کند ، اما در زیبای خفته ؛ دوک نخریسی باعث نیمه جان شدن ِ شاهدخت می شود !!!

دومین و مهم ترین عنصر در این دو داستان ، حضور سه بانو است که قدرتی ماورایی دارند . سه فرشته ی همراه شاهدخت آرورا در داستان زیبای خفته ، از بدو تولد همراه وی بوده اند اما در داستان سیستانی ، این سه بانو به هنگامه ی بروز حاد ترین مشکل دخترک ، به داستان وارد می شوند !

 

سه فرشته ی نگهبان در انیمیشن زیبای خفته اثر کمپانی والت دیسنی

 

شباهت ها فقط استفاده از عناصر هم ریخت است که در هردو داستان ، کاربردی متفاوت دارد . "پراپ" در فصل چهارم ریخت شناسی قصه های عامیانه ، خویشکاری هایی که در داستان ها یافت می شود و ظاهری یکسان ولی کاربردی متفاوت دارند را توضیح می دهد و این گونه استفاده از عناصر و نماد ها را "همسانگردی" می خواند .

در "هرات" ، ساختن پلی را برای سهولت رفت و آمد به دو بانوی نیکوکار و پاکدامن نسبت می دهند ، به بی بی حور و خواهرش بی بی نور .

نگرانی های مادرانه ، دلواپسی ها و گره گشایی های فرشتگان داستان زیبای خفته ، به سان ِ مهر و عطوفت و کارگشایی ِ بی بی حور ، بی بی نور و بی بی سه شنبه است .

این ها عناصر یکتای داستان های شرق و غرب اند ...

 

خویشکاری : عمل شخصیتی از اشخاص داستان که از نقطه نظر اهمیتی که در جریان عملیات قصه دارد ، تعریف می شود .

..........

 

ادامه دارد ...

 

نظر ها
افزودن جدید RSS
+/-
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."